تبليغاتX
محفل رندان
محفل رندان

وبلاگ اعضای انجمن طنز شیراز

باز هم افاضات بعضی از محفل نشینان

علی زراعت

 
خانه را دزد می کند غارت
صاحب خانه تا که مهمانی ست
حاصل شام مفت و مجانی
صبح فردا فقط پشیمانی ست

***
باچه شکل و چه شیوه ای گویم
تا که حرف مرا بفهمی خوب
این حوالی پر از هنرمند است
گر که دزدی هنر شود محسوب

***************

کمال سام

 بعض ها هم از توبره می خورند هم از آخور و بعضی ها هم نه کفن دارند و نه گور

بعضی ها خرشان از پل گذشته و بعضی ها هم دنبال خرمراد می دوند.

****************
داریوش منوچهری

اتوبوس تازه در سرازیری به راه افتاده بود که مردی در پی آن شروع به دویدن کرد یکی از مسافرین که متوجه او شده بود فریاد زد : بیخود زحمت نکش فکر نمی کنم که به اتوبوس برسی.
مرد در حالی که نفس نفس می زد گفت : اگه برسم به نفع شماست چون من راننده اتوبوسم.

*********************

علی اصغر کمالدار

یکی از لاغری ای چـرخ گـردون
شکم را می گذارد تـــوی فرغــون
یکی هم بسکه باشد خشک و لاغر
فتـــد از پـــای او یکبـــاره تنبـــون

***
ز تحصیلات فعلی داد و فریــاد

دهـد هستی آدم چـون که بـر باد
پســـر گــر رفت دانشـگــاه آزاد
پــدر بایــد رود در عــادل آبــاد

*عادل آباد نام زندانی در شیراز

******************

محمد جاوید

زني خواهم كه فرمان دار باشد// به دست او رُل جاگوار باشد
سر آمد باشد او در خانه داري// وآن خانه بر ِ بلوار باشد

***
زنی دارم که اِند خانه داری است// از این بابت مرا همراه و یاری است

اجاره داده ام ماهی دومیلیون// آخه موقعیت خانه تجاری است

*********

سید مهدی پیروی نژاد


یه نفر با کارتش سر فروختن بنزین دعواش شد!کارته گفت:اگه با این قیمت منو بفروشی بنزینمو حلالت نمیکنم!

نوشته شده توسط اعضای انجمن طنز در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 | موضوع: